گرما بيداد مي كند و دستان رهگذران در جيب پالتوهايشان دور از چشم خورشيد يخ مي زنند جنگ همه جاست خانه هم جاي امني نيست زنان و مردان كودكاني را مي خوانند كه از بمب هاي خوشه اي عروسك مي سازند!
گرما بيداد مي كند جهنم ستاره ها ديگر دور نيستند حتما آنجا خودكشي مثل اينجا مد شده آسمان و انتخاب و......... هنوز خبري از پايان نبرد نيست تانك ها و نفربرها باغ هاي سيب سربازاني كه از گلوله فرار مي كنند بجاي دختران سياه بخت باغ ستان سفير باد پر از خيابانهاي خالي مي رقصند
گرما بيداد مي كند اگر چه غرش توپها در زوزه راكت ها خاموش مانده باشد