تبليغاتX
!I am here






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



دلتنگی اما از نوع الکیش!

تو کافی نشسته بودم با کلی ناراحتی.. سرم رو گذاشته بودم رو میز و یه چیزی گوش می دادم .

فقط تو این لحظه یه آدم لوس و بی مزه که کلی هم ازش خوشت نمیآد کافیه بیاد دستاش رو بزاره رو شونه هات و بگه یعنی هر چی دلش بخواد بگه که ناراحت نباش و از این چیزا ...من ناراحت نبودم داشتم به مضنون آهنگ فکر می کردم که واسه یه کم تمرکزسرم رو گذاشته بودم رو میز!

با خودم گفتم که الان که تو رو دیدم ناراحتیم ده برابر شده!

یه دختره وراج و لوس وننر که تحملش کاره حضرته فیله! من آخرش نفهمیدم حضرت فیل دیگه کیه؟بی خیال!

 اینم واسه عاطفه:(کف کرد و یه چیزی از خودش تو وب من ندید)

آتوفه ی چش سفید ...خیلی نا مردی ....چند روزه دیگه هم اگه خدا بخواد از دسته عاطفه راحت میشیم اگه خدا بخواد و هادی منظورم همون خط دلتا توی هندسه است!

یه کتک مفصل از دسته عاطفه خوردم حالا اگه دسته بزن داشت بازم یه چیزی!

 


نويسنده: نگار مورخ: چهارشنبه 15 آذر1385 در ساعت: 22
|+|



دریا به مرداب نمی ریزد اگر هم ریخت دریا نیست مرداب است!

 

قلب خاک خوبی دارد هر دانه که در آن بکاری از هر جنس از همان جنس صد دانه بر می داری!

من بهش نشون می دم که بدون من هیچه!

نمی دونم شاید من از وجودش نباشم که اینجور باهام رفتار می کنه!

تنها کسی که می تونه اشک تو چشام بیاره و غرورم رو زیره پاش لگد مال کنه همین مادره بی معرفتمه!

ولی من همین جوری هم دوسش دارم!

 


نويسنده: نگار مورخ: چهارشنبه 8 آذر1385 در ساعت: 15
|+|



منو آتی ضایع و قاتی پاتی!

نمی دونم از کجاش بگم الان مغز کار نمی کنه همینو بگم که واسه تحقیقی که باید سکرت بمونه توی کتابخونه ی خودمون کتابش نبود خلاصه با تکیه به نادونتر ار خودم و با طناب پوسیده ی عاطفه خانوم و مجوز مدیر پرت مدرسه راهی دانشگاه شهرمون شدیم

من با این ارزش بزرگ شدم که حرف بیهوده ی دیگران نتونه هیچ آسیبی به روحیه ی من بزنه از زخم زبون آشنا که کم نبود ......(تو دانشگاه)

راستش ما رو بچه دبیرستانی لقب دادن ..نه اینکه خودشون توی دانشگاه دولتی با رتبه ی تک رقمی قبول شدن دیگه ما می شیم بچه دبیرستانی!(خوشم اومد از این تیکه)

آخه یه دانشگاه رفتن بدون کنکور اونم رشته ی فنی شد کلاس؟شد فیس و افاده!

حیف فقط افسوس می خورم که عاطفه نذاشت همونجا یه چک بزنم تو گوشش که حالیش بشه داره به کی متلک می پرونه!

بابا انیشتین ما مخلص همون دانشگاه رفتن بدون کنکورت هستیم...... بچه دانشجوی بی کنکور!

بابام منو اینجور بارآورده که زود جوش نزنم ولی وقتی می بینم که دارن با تعویض عقلشون با چشماشون اینجور قضاوت می کنن ناراحت می شم !

در کل بیخی ما رفتیم دانشگاه کلی هم خندیدیم اون بی چاره حالا تو این فکره که نفهمید ما واسه چی رفته بودیم و حسرت می خوره که آخی نفهمیدم با کی قرار داشتن !(کتاب خونه رو می گم و قرار هم برگردید به تعویض اون جیگر با این جیگر)

راستی تحقیقمون اگه گرفت مثه بمب صدا می کنه به کوری چشم همه ی دانشجویای تریپ آکبند!(ای ول خوشم اومد)

راستی ما نتو نستیم رییس دانشگاه رو ببینیم پس بازم مزاحم دانشجویان عزیز می شویم ....

مای هفت هشت ماه مونده به دانشگاه رو فعلا تحمل کنید ....

قتل این خسته به زنجیر تو تقدیر نبود

ور نه هیچ از دل بی رحم تو تقدیر نبود


نويسنده: نگار مورخ: چهارشنبه 1 آذر1385 در ساعت: 16
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir